تبليغاتX
شهر فرنگ
اقتصادی اجتماعی سیاسی فرهنگی ....
شفاف : راز تلاش براي پس گرفتن لايحه هدفمند كردن يارانه ها پس از اين همه وقت گذاشتن براي آن و صرف ده ها ميليارد تومان براي جمع آوري اطلاعات خانوارها چيست ؟

اين پرسشي است كه طي 24 ساعت گذشته و حضور ناگهاني احمدي نژاد در مجلس شوراي اسلامي بسياري مي پرسند و البته هنوز پاسخ شفافي براي آن مطرح نشده است . هر چند برخي از نمايندگان مجلس مدعي شده اند كه اين لايحه عواقب اجتماعي و اقتصادي سختي داشته و لذا دولت در يك فرار به جلو دنبال بهانه اي براي پس گرفتن آن است . اما برخي ديگر نيز از زوايه اي متفاوت به ماجرا نگاه مي كنند .

روزنامه تهران امروز در اين زمينه نوشت :

حضور سراسيمه محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور در مجلس و تهديد به باز‌پس‌گيري لايحه يارانه‌ها بيش از هر چيز اين سوال اساسي را پيش مي‌آورد كه مگر چه اتفاقي افتاده است كه رئيس‌جمهور را وادار به حضور سرزده در مجلس كرد؟ رئيس‌جمهوري كه همگان مي‌دانند تمايل چنداني به حضور در مجلس ندارد، مگر بر حسب ناچار.

اما در جلسه علني ديروز مجلس پس از آنكه اكثريت نمايندگان به پيشنهاد دولت براي تاسيس صندوقي خارج از خزانه رسمي كشور راي منفي دادند، با ناراحتي احمدي‌نژاد توام گرديد به نحوي كه به فاصله چند دقيقه او را به مجلس كشاند تا حضورا به نمايندگان اعتراض كند. دولت در بخشي از لايحه يارانه‌ها پيشنهاد كرده بود، تمام درآمد ناشي از آزاد سازي قيمت‌ها به صندوقي كه خارج از مقررات و دور از نظارت قانوني نمايندگان است، واريز شود، آنگاه دولت هرگونه كه خواست از پول موجود در اين صندوق به هر ميزان كه تشخيص داد و به هر تعداد از شهروندان اعطا كند. اما نمايندگان مجلس چنين درخواستي را خلاف اصول مسلم قانون اساسي تشخيص دادند و اعلام كردند تمام درآمدهاي دولت مي‌بايستي به خزانه رسمي كشور واريز و بر اساس مجوز مجلس و با نظارت دستگاه‌هاي قانوني كشور هزينه شود. به همين دليل مجلس به درخواست دولت راي منفي داد كه البته حضور فوري احمدي‌نژاد و اعتراض شديد و تهديد به بازپس‌گيري لايحه يارانه‌ها را به دنبال داشت. البته هنوز معلوم نيست كه مجلس تا چه ميزان تهديدات احمدي‌نژاد را جدي مي‌گيرد و به درخواست او چه پاسخي مي‌دهد. اما اعتراض تند احمدي‌نژاد به خصوص تهديد به بازپس‌گيري لايحه يارانه‌ها نشان مي‌دهد با مخالفتي كه مجلسيان با درخواست دولت كرده‌اند، رئيس‌جمهور هم تمام آرزوهاي خود را برباد رفته مي‌بيند لذا بهترين چاره كار را در بازپس‌گيري لايحه ديده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 21:25  توسط رضا | 
میلادبا سعادت امام هشتم .  امام رضا  ( ع)   مبارک .

/* /*]]>*/

بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه  از ديرباز

پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع

 آن را گرامي داشته و رعايت مي كنند
      
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران  29 اكتبر سال 539 پيش از ميلاد

و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان  برقرار شده است 2548 سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ
    
در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافت كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي   بشمار مي آيد.
   
حقوق انسان از دیدگاه کوروش همان زمان مکتوب شده است که موجود است و استوانه کوروش نامیده می شود.

http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp?GM=10&GD=29
+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 13:23  توسط رضا | 
   چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
   از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،
   خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.
   ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
   در حال مستاصل شد...
   از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
   اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.
   قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت.
   گفت:

   اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه 

   گله را  صاحب  شوي.

   نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم...
   قدري پايين تر آمد.
   وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
   اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
   آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.
   وقتي كمي پايين تر آمد گفت:
   بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
   وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
   مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟
   ما از هول خودمان يك غلطي كرديم
   غلط زيادي كه جريمه ندارد.

    منبع: كتاب كوچه، احمد شاملو

+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 14:24  توسط رضا | 
«برندکشي» در ايران جان گرفت. 

برندهاي ايراني در حالي که مي توانستند هر کدام سفير ايرانيان در اقصي نقاط دنيا باشند، به نوبت در صف «مرگ» قرار گرفته اند تا ديگر به جز نام و نشان و خاطره يي در آلبوم صنعت کشور و حتي دنيا چيز ديگري به يادگار نگذارند. ده ها نام به جا مانده از انقلاب صنعتي ايران همچون «ارج»، «آزمايش»، «نساجي مازندران»، «پارس الکتريک»، «هپکو»، «کفش ملي» و... هر کدام حکايت از مرداني دارد که آجر به آجر ساختمان هاي جاده مخصوص کرج را روي هم گذاشتند و بزرگ ترين اتوبان صنعتي کشور را ساختند. اينک اين اتوبان به جاي آنکه به ميراث فرهنگي صنعت کشور تبديل شود، يک به يک توسط سازمان هاي مختلف خريداري مي شود تا شايد به صورت پارکينگي براي خودروسازان درآيد يا اينکه با تغيير کاربري به مجتمع هاي مسکوني تبديل شود. سيد جعفر اميني، مديرعامل سابق پارس الکتريک، دليل مرگ برندها در ايران را فقدان سازمان ميراث فرهنگي صنعت کشور مي داند و مي گويد اگر مي دانستيم برندها چه هويتي براي ما رقم مي زنند، چنين ساده نظاره گر مرگ آنها نبوديم. تابوت برندهاي ايراني در حالي يک به يک از جلوي چشم دولتمردان به گورستان برده مي شود که کشورهاي ديگر برندسازي را در دستور کار خود قرار داده اند. در اين گزارش چند برند بزرگ را برگزيده ايم تا با بازخواني تاريخ آنها شايد بتوانيم تلنگري ايجاد کنيم و برندهايي را که هنوز نمرده اند از مرگ نجات دهيم.

http://www.etemaad.ir/Released/88-06-14/133.htm


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 23:0  توسط رضا | 
راز پيروزي اسكندر بر ايران


ميگويند اسكندر پس از حمله به ايران در اداره کشور درمانده و مستأصل بود. او از مشاورانش ميپرسيد که چگونه بايد بر مردمي که از مردم من بيشتر ميفهمند حكومت کنم؟
يكي از مشاوران ميگويد: «کتابهايشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بكش و دستور بده به زنان و کودكانشان تجاوز کنند».
اما يكي ديگر از مشاوران پاسخ ميدهد:
«نيازي به چنين کاري نيست. از ميان مردم آن سرزمين، آنها را که نميفهمند و کم سوادند، به کارهاي بزرگ بگمار. آنها که ميفهمند و باسوادند، به کارهاي کوچک و پست بگمار. بي سوادها و نفهم ها هميشه شكرگزار تو خواهند بود و هيچگاه توانايي طغيان نخواهند داشت. فهميده ها و با سوادها هم يا به سرزمينهاي ديگر کوچ ميكنند يا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه اي از آن سرزمين در انزوا سپري خواهند کرد.


+ نوشته شده در  جمعه 13 شهریور1388ساعت 11:28  توسط رضا | 

روزی یک کشیش قصد سفر به شهر دیگری را داشت.چیزی نمانده بود از شهر خارج شود که زن جوانی را که در همسایگیش زندگی می کرد را دید بعد از اینكه متوجه شد زن جوان هم قصد سفر به همان شهر را دارد از وی خواست که او را همراهی کند . در بین راه حس عجیبی به کشیش دست داد که او را تحریک می کرد تا رابطه ای با زن جوان برقرار کند . او چند باری این حس را پنهان کرد تا اینكه ناگهان دستش را بروی دست زن جوان گذاشت اما سریع دست خود را کشید. زن جوان که متوجه قصد کشیش شده بود با کمی خجالت گفت جناب کشیش بند 4 فصل خودباوری کتاب مقدس را به یاد آورید . کشیش کمی خجالت زده شد اما هرچه فكر میکرد بند 4 فصل خودباوری را به یاد نمی آورد. او که احساس میکرد آبروی چند ساله خود را نزد زن جوان از دست داده تا انتهای سفر دیگر با سختی خود را کنترل کرد.بعد از اینكه به خانه بازگشت به سرعت به سراغ کتاب مقدس رفت و بند 4 فصل خودباوری را خواند . خلاصه بند 4 این بود شما باور داشته باشید که توانایی کاری را که شروع کرده اید دارید و آن را ادامه دهید .

نتیجه : در حرفه خودتون اطلاعات کامل داشته باشید .

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 17:19  توسط رضا | 

حجه الاسلام محمد مطهری فرزند شهید مطهری مقاله ای نوشته اند با عنوان " دفاع از نظام اسلامی به هر وسیله؟"
مقاله ایشان طعم نوشته های شهید مطهری و منش و سلوک آن شهید عزیز را دارد.
دیروز با دکتر احمد جلالی در باره این مقاله صحبت می کردیم. گفت: در آن سال های پیش از انقلاب که با آقای حداد عادل به خانه
استاد مطهری می رفتیم، محمد کوجک بود و گاه برای ما چای می آورد. استاد مطهری گفت: محمد از حیث صورت و سیرت از دیگر فرزندانم به من شبیه تر است.
این مقاله نشانی است از همان سخن...مقاله ایشان را سایت بازتاب منتشر کرده است. دریغم آمد دوستان مکتوب در مکتوب هم این مقاله را نبینند...کاش روزگاری شاهد بودیم که فرزندان آیه الله خامنه ای چنین از اسلام و نظام دفاع می کردند.
***************************


دفاع از نظام اسلامي به هر وسیله؟!!محمد مطهري


به جرأت مي‌توان گفت که قاطبه افراد غيرمغرضي که در سي سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دليل يک واژه سه حرفي بوده است: «ظلم». اين افراد، يا ظلمي بر خودشان رفته و فريادرسي نديده‌اند، و يا ظلمي آشکار در حق يک فرد ـ مانند آنچه در جريان بازجويي وحشتناک بر همسر سعيد امامي رفت ـ شاهد بوده‌اند، ولي هر چه به انتظار نشسته‌اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در اين زمينه بسيار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده مي‌کنم.

1. دفاع از يک نظام اسلامي با توسل به شيوه‌هاي غيراسلامي و بلکه غيرانساني، همان قدر موفقيت آميز است که کسي بخواهد با شرابخواري از سنت نبوي پاسداري کند. برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي مي‌دهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.

http://mohajerani.maktuob.net/archives/2009/07/30/1250.php

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 22:36  توسط رضا | 

  بااينكه آقاي كديور جزو مراجع تقليد نيست اما نظرات بسيار روشنگرانه اي در باب مسائل مختلف ازجمله ولايت فقيه دارد.نطر دوستان را به خواندن مطلب زير جلب مي كنم

ولايت فقيه سه راه بيشتر ندارد

محسن کديور

نحوه مقابله شما با اعتراض مسالمت آميز مردم چه فرقی با سركوب شاهنشاهی داشته است؟ آيا کافی ست که نام تان را اسلامی بگذاريد و هر چه دل تان می خواهد با اين مردم مظلوم بكنيد؟ آيا اين سركوب و خفقان به سيره امام علی نزديک تر است يا معاويه و بنی اميه. به کرات در خطبه ها از واژه ديكتاتوری در سخنان تان استفاده کرديد، معنی ديكتاتوری اين نيست. ديكتاتوری اين است که مطبوعات را تعطيل کنيد... ديكتاتوری اين است که مقام مادام العمر داشته باشيد. مقابل مردم پاسخگو نباشيم. انصاف بدهيد کدام ديكتاتوری است؟


http://www.kadivar.com/Index.asp?DocId=2290&AC=1&AF=1&ASB=1&AGM=1&AL=1&DT=dtv

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 0:26  توسط رضا | 
مهم نيست به چه كسي راي مي دهید، مهم اينست كه

چه كسي راي شمارا مي خواند.  استالین

مشکل ترین کار دراین دنیا محکوم کردن یک احمق است .

چرچریل

+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 22:18  توسط رضا | 
جاهل ترین مرد زمین !

قدیما ، موقع دبیرستان ، یک جورایی توی دموكرات ترین مدرسه دنیا درس می خوندیم ، چون همیشه مدیر مدرسه رو دانش آموزان انتخاب می کردند . سال دوم دبیرستان مصادف شده بود با انتخابات نهمین رئیس مدرسه و نگفته پیداست که مدرسه ما 32 سال سابقه داشت . در این مدرسه موقع انتخاب مدیر هر کدام از کاركنان مدرسه که دلش می خواست می توانست خودش را کاندیدا ریاست بكند و هیچ محدودیتی نداشت . و در همه دوره ها معمولاً دبیران فیزیک و دبیران ریاضی و معاون مدرسه و مدیر مدرسه خودشان را کاندیدا می کردند اما این دفعه بر خلاف دفعات قبل ، مستخدم مدرسه هم تصمیم می گیرد که خودش را کاندیدا کند تا شاید بتواند از آن محبوبیتی که در نزد بچه ها داشت استفاده کند . بچه ها عمو تقی ( مستخدم مدرسه ) را خیلی دوست داشتند و اون هم با بچه ها خیلی دوست بود. عمو تقی علاوه بر مستخدم بودن مدرسه ، مسئول بوفه مدرسه هم بود . و به همراه خانواده خودش در یک گوشه از اون مدرسه زندگی می کرد. عمو تقی از اون قدیمی های مدرسه بود بطوریکه 25 سال بود که در اون مدرسه مستخدم بود و حاصل 25 سال زحمتش یک پژو 504 سفید رنگ بود که بچه ها از 1 کیلومتری هم ماشینش رو تشخیص می دادند چون اینقدر موتورش صدا می خورد که بچه ها از فاصله دور تشخیص می دادند عمو تقی داره میاد .
سرتون رو درد نیارم وقتی عمو تقی وارد صحنه انتخابات شد ، مسئولین فعلی مدرسه بدجوری ترسیده بودند بطوریکه سراغ دكتر پرویزی رفتند تا او را راضی کنند تا بیاید با عمو تقی که محبوبیت زیادی داشت رقابت کند. عمو تقی که دید دكتر داره با اون رقابت می کنه بدجوری خودش را بالا دیده بود و غرور از سر و رویش می ریخت. در هنگام تبلیغات و اعلام برنامه ها شعارهای دكتر پرویزی بدین صورت بود :
قویترین معلمان کشور را به این مدرسه میارم ، کاری می کنم سالی چند تا المپیادی داشته باشیم ، کاری می کنم بالاترین قبولی های کنكور از این مدرسه باشد ....

اما شعارهای عمو تقی بدین صورت بود :

بچه ها ، از این به بعد هفته ای یکبار ساندویچ مجانی بهتون میدم ، از این به بعد هفته ای یکبار شما رو می بریم اردو ، ... بچه ها من اگه مدیر مدرسه هم بشم باز جاروكش مدرسه هستم و جاروكشی یک افتخار برایم است ....

این جملات عمو تقی که از صمیم قلبش خارج می شد بدجوری روی بچه ها تأثیر گذاشته بود و بچه ها هم موقع صحبت هایش هورا می کشیدند .......

تا اینكه در انتخابات نتیجه آرای شمارش شده از 400 رأی بدین صورت بود :

عمو تقی : 185 رأی
دكتر پرویزی : 111 رأی
معاون مدرسه : 50 رأی
معلم ریاضی : 32 رآی
معلم فیزیک : 9 رأی
معلم زیست : 8 رأی
دفتردار : 5 رأی

بر طبق مقررات عمو تقی و دكتر پرویزی باید می رفتند دور دوم . هفته بعدش دور دوم برگزار شد و نتایج بدین صورت بود :
عمو تقی : 265 رأی
دكتر پرویزی : 135 رأی

که عمو تقی با رأی بالا بعنوان مدیر مدرسه انتخاب شد . در حالی که دكتر پرویزی بشدت مغلوب شده بود ، سهام خود را در مدرسه می فروشد و از این شهر می رود. حالا عمو تقی شده بود مدیر مدرسه . یادم نمیره در اولین روز بصورت نمادین جارو رو بدست گرفته بود و داشت حیاط مدرسه را جارو می کشید . بچه ها خوشحال خوشحال بودند که بعد از چند سال .یک مدیر خاکی نصیب آنها شده بودند. بعد از یک مدت اتفاقات عجیب افتاد . عمو تقی مهندس تبریزی ، بهترین دبیر ریاضی منطقه را بخاطر پاره ای مسائل از مدرسه اخراج می کند و بواسطه آن مهندس تیموری ( معلم زیست ) و احمد تقوی ( معلم ورزش ) هم استعفا می دهند و از آن مدرسه می روند . ساندویچ مجانی که در دو سه هفته اول پخش می شد در ماه دوم دیگه پخش نشد و مشكلات از سطح مدرسه فراتر رفت . کار بجایی رسیده بود که تمام مدارس استان بخاطر عمو تقی مدرسه ما رو تحریم دبیری کردند و اصلاً به ما دبیر نمی دادند . بعد از یک مدت بچه ها هم یکی یکی پرونده هاشون رو گرفتند و از مدرسه رفتند . در واكنش به این ناهنجاری ها ، عمو تقی یک بیانیه تند نسبت به رئیس آموزش و پرورش می دهد و وی را فردی نالایق برای ریاست آموزش و پرورش می خواند و با این سخن موضع گیری ها نسبت به عمو تقی روز به روز افزوده می شود. تا اینكه وضع به حد بحرانی می رسد یک روز خبر آوردند که عمو تقی هنگامی که از جلسه مدیران آموزش و پرورش بر می گشت با پژو 504 خودش تصادف می کند و در جا فوت می کند این کار بشدت در شهر صدا می کند و دكتر پرویزی دوباره به مدرسه باز می گردد و بدین صورت مردمی ترین مدیر مدرسه ناكام ریاست را با خود به زیر خاک برد .

http://www.bourex.com/viewtopic.php?t=1552



+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 23:18  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خسارت ناشی ازحماقت ازخسارت ناشی ازجنایت بیشتراست .

پیوندهای روزانه
روزنامه های ایران
اعتماد ملی
دولت ایران
نفت تایمز
هات میل
تابناک
مهرنیوز
فارس نیوز
یا هو
پارسیک نیوز
ایتنا
رجا نیوز
کتاب نیوز
شریف نیوز
عصر ايران
الف
دنیای اقتصاد
سرمایه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
اموزش زبان انگلیسی
مثنوی هفتاد من
ایران تحلیل
سازمان بورس
گفتگوهای بورسی
کارگزاری مفید
کارگزاری بصیر
کارگزاری بانک سپه
تاریخ ایران در این روز
کارگزاری بانک ملی
بانک مرکزی
بانک ملی ایران
بانک سامان
بانک تجارت
بانک صادرات
بانک پارسیان
بانک کارآفرین
بانک اقتصاد نوین
بانک ملت
بانک سینا
مکتوب
شهروند امروز
نوشته های من
بورس پارسی
کارگزاری سهم آشنا
کارگزاری بهمن
دیده بان محیط زیست
لینکستان بورس
نیاک-احمد سیف
اقتصادانه قندی
تالار بورس
کارگزاری بانک کشاورزی
کارگزاری کارآمد
tsetmc
بورس اوراق بهادار تهران
سازمان بورس و اوراق بهادار
پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه
سپرده گذاری اوراق بهادار
فرا بورس
بازار و تجارت
مطالب انگلیسی --فارسی
فارکس ایران
شهیر ثالث
روزنامک
رادیو کالج پارک
رستاک - تحلیلی اقتصادی
وبلاگ تحلیل بورس - کساییان
بورس و گوسفند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM